گربه جنگلی
صدای گونه
فیلم کوتاه
گالری رسانهها
نقشه پراکنش
نامها
- نام فارسی : گربه جنگلی
- نام علمی : Felis chaus
- نام انگلیسی : Jungle Cat
ردهبندی جانوری
- شاخه : Chordata (طنابداران)
- رده : Mammalia (پستانداران)
- راسته : Carnivora (گوشتخواران)
- خانواده : Felidae (گربهسانان)
- جنس : Felis
- گونه : Felis chaus
اندازه بدن
- طول سر و تنه : 60 تا 95 سانتیمتر
- طول دم : 20 تا 30 سانتیمتر (معمولاً یکسوم طول بدن)
- ارتفاع شانه : 35 تا 45 سانتیمتر
- وزن : 8 تا 15 کیلوگرم (نرها بزرگتر از مادهها)
- طول عمر : 12 تا 14 سال در طبیعت، تا 18 سال در اسارت
ویژگیهای ظاهری
گربه جنگلی از گربه وحشی معمولی (Felis lybica) بزرگتر و درشتتر است. پاها بلند، بدن کشیده و دم کوتاه دارد. رنگ بدن بسته به زیستگاه از زرد نخودی روشن تا قهوهای مایل به خاکستری تغییر میکند. بیشتر افراد بالغ بدون لکه یا نقش مشخص هستند، اما نوارهای باریک روی پاها و حلقههای تیره روی دم (2 تا 3 حلقه) دیده میشود. نوک دم سیاه است. گوشها بزرگ و راست، با دسته موهای سیاه (Ear Tufts) در نوک. چشمها زرد–سبز، بینی صورتی–قهوهای. این ظاهر یکنواخت و پاهای بلند باعث شده گربه جنگلی شباهتی به کاراکال داشته باشد، اما از نظر اندازه کوچکتر است. تولهها معمولاً دارای لکههای بیشتر و رنگ روشنتر هستند.
زیستگاه و پراکنش
این گونه ترجیح میدهد در نزدیکی منابع آب مانند تالابها و نیزارها، حاشیه رودخانهها و دریاچهها، جنگلهای حاشیهای و مناطق بوتهزار، مزارع و زمینهای کشاورزی (بهویژه شالیزارها) زندگی کند.
- پراکنش جهانی : از مصر و خاورمیانه تا ایران، قفقاز، آسیای مرکزی، هند و جنوبشرقی آسیا (تا تایلند و کامبوج).
پراکنش در ایران : پراکنش پیوسته نیست و بیشتر به تالابها و رودخانهها محدود شده است. پراکنش گسترده اما پراکنده دارد. بیشترین جمعیتها در تالابهای شمال ایران (گیلان و مازندران) و تالابهای خوزستان دیده میشوند. در مرکز و شرق کشور نیز حضور دارد، اما جمعیتها کوچک و در معرض خطر نابودی محلی هستند. روند کلی کاهش جمعیت به دلیل تخریب تالابها و توسعه انسانی گزارش شده است.
- جنوب غرب : هورالعظیم، شادگان و کرخه در خوزستان
- مرکز : زایندهرود و تالاب گاوخونی (اصفهان)، بختگان و پریشان (فارس)
- شرق و شمال شرق : گزارشهای پراکنده از خراسان، سیستان و یزد
- شمال : تالابهای انزلی، میانکاله، سیاهکشیم و سایر تالابهای ساحلی خزر
عادات و رفتار
گربه جنگلی بیشتر در شب و غروب فعال است اما در مناطق آرام روزگردی هم دارد. معمولاً انفرادی است و قلمرو خود را با ادرار و خراش علامتگذاری میکند. شناگر ماهری است و بر خلاف بسیاری از گربهسانان از ورود به آب پرهیز ندارد. توانایی پرش بلند و دویدن سریع برای شکار پرندگان و پستانداران کوچک دارد.
تولیدمثل
فصل جفتگیری در ایران عمدتاً زمستان (دی تا اسفندفصل جفتگیری گربه جنگلی در ایران معمولاً در ماههای زمستان، بهویژه دی تا اسفند، رخ میدهد. در این دوره، نرها و مادهها که در بیشتر سال بهصورت انفرادی زندگی میکنند، برای مدتی کوتاه با یکدیگر همراه میشوند. پس از جفتگیری، ماده حدود 63 تا 66 روز باردار میماند. مکان زایش معمولاً در مناطق امن و پوشیده انتخاب میشود؛ مانند حفرههای زمین، شکاف میان سنگها یا در میان نیزارها و پوشش گیاهی متراکم که امنیت بیشتری برای تولهها فراهم کند.
- هر بار زایمان میتواند بین 2 تا 5 توله به دنیا آورد (گاهی تا 6 توله نیز گزارش شده است). تولهها در بدو تولد کور و ناتوان هستند و برای هفتههای نخست کاملاً به مادر وابستهاند. مادر با دقت زیاد از آنها مراقبت میکند و در این دوره بسیار پرخاشگر و قلمروطلب میشود تا مانع نزدیک شدن شکارچیان و مزاحمان گردد.
- چشمهای تولهها حدود 10 روز بعد باز میشود و از حدود 6 تا 8 هفتگی شروع به خوردن گوشت میکنند، هرچند تا چند ماه همچنان شیرخوار باقی میمانند. آنها در حدود 10ماهگی توانایی استقلال پیدا میکنند و معمولاً در پایان نخستین سال زندگی از مادر جدا میشوند. گربههای جنگلی در سن 11 تا 12 ماهگی به بلوغ جنسی میرسند و میتوانند خود وارد چرخه تولیدمثل شوند.
تغذیه
گربه جنگلی یک شکارچی فرصتطلب است و رژیم غذایی آن متناسب با زیستگاه تغییر میکند. عمدتا از جوندگان کوچک (موشهای صحرایی، همسترها) ،پرندگان (خصوصاً پرندگان آبزی و مرغابیها)، خزندگان (مارها و مارمولکها)، دوزیستان و ماهیها (ویژه تالابها)، حشرات بزرگ تغذیه میکند و گاهی به مرغداریها حمله کرده و باعث تعارض با انسان میشود.
وضعیت حفاظتی و تهدیدات
وضعیت حفاظتی : در فهرست IUCN در رده LC”کمترین نگرانی” است، ولی در ایران به دلیل کاهش زیستگاه و شکار جمعیت آن آسیبپذیر تلقی میشود و در فهرست طبقه بندی حفاظتی مهره داران ایران در رده حمایت شده و حفاظت شده قرار دارد.
تهدیدات انسانی : تخریب و خشک شدن تالابها و نیزارها (خشکسالی، سدسازی، زهکشی)، شکار و کشتار بهعنوان تهدید برای ماکیان روستایی، تصادفات جادهای در حاشیه تالابها، کاهش جمعیت پرندگان و جوندگان به دلیل فشار انسانی از تهدیدات این گونه است.
شکارچیان طبیعی : گرگها و شغالها (ویژه تولهها)، عقابها و دیگر پرندگان شکاری بزرگ.
نقش اکولوژیکی
- شکارچی میانهرتبه در تالابها و دشتهای ایران.
- تنظیم جمعیت جوندگان (کاهش آفات کشاورزی) و پرندگان.
- حفظ تعادل اکوسیستمهای تالابی با شکار ماهیها و دوزیستان.
- یکی از گونههای شاخص تالابهای شمال ایران؛ حضور آن نشاندهنده سلامت نسبی زیستگاه است.